خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درین لشکر، که میبینی، سواری نیست غیر از توکسی دیگر درین عالم به کاری نیست غیر از تو
۲
هر آن کس را که میدانی شماری برگرفت از خودولی زینها کسی خود در شماری نیست غیر از تو
۳
درون پردهای، لیکن چو از ما پرده برگیردغم عشق تو ما را، پردهداری نیست غیر از تو
۴
اگر غیری نظر بازی کند با صورت دیگرمرا منظور در آفاق، باری، نیست غیر از تو
صفحهٔ ۱ از ۲