شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو سروی ، بر نشاید چیدن از توتو ماهی، مهر نتوان دیدن از تو
۲
من آشفته دل را تا کی آخرمیان خاک و خون غلتیدن از تو؟
۳
به گردان رخصت خونم به عالمکه رخصت نیست برگردیدن از تو
۴
گرم صد آستین بر رخ فشانینخواهم دامن اندر چیدن از تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth