شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خرمن گل خوشه‌چین پیش تن و اندام توبلبل نخوانَد وصف گل تا من نگویم نام تو
۲
بر بام رو تا خلق را در تیره شب روشن شودماهی ز طاق آسمان،ماهی ز طرف بام تو
۳
یک بوسه در ده زان دهن وانگه بریز این خون منتا در دمی حاصل شود هم کام من، هم کام تو
۴
مثل دهانت شکری در مصر نتوان یافتنای مصر زیبایی نهان در زلف همچون شام تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth