شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل به تو دادیم و شکستی، بروسینهٔ ما را چو بخستی ، برو
۲
داد دل از پیش تو می‌خواستمچون بت بیداد پرستی، برو
۳
باز ز سر عربده داری و جنگهیچ نگویم که: تو مستی، برو
۴
نیستی از همچو منی در جهانسهل بود، چون که تو هستی، برو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth