خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز چین و حلقهٔ زلف سیاهبسته شادروان خوبی گرد ماه
۲
در سر زلف تو صد لیلی اسیردر زنخدان تو صد یوسف به چاه
۳
قاتلت چون سایه بر راه افگندآفتاب آنجا چه باشد؟ خاک راه
۴
کس گناهی بر تو نتواند نشاندخون خلقی گر بریزی بیگناه
صفحهٔ ۱ از ۳