خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۷۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر در میخانه این غلغل و آن طنطنهچیست؟ بیاور چراغ، پیش نه آتشزنه
۲
گر ز حریفان ماست، با دل یک رنگ و راستهمچو منش مست کن، رود بر طل و منه
۳
ور ز بزرگان دهر باشد و گرگان شهرخاک نیرزد بهل، با همه کوچ و بنه
۴
از الف و از نقط درشکن این یک ورقصدر نداند گرفت، جز الف یک تنه
صفحهٔ ۱ از ۴