خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۷۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز به رسم سرکشان راه جفا گرفتهایتیغ ستم کشیدهای، ترک وفا گرفتهای
۲
من طلب تو چون کنم؟ چون به تو در رسم؟ که توشیر ز دام جستهای، مرغ هوا گرفتهای
۳
نیست در اندرون من جای خیال دیگریجای کسی کجا بود؟ چون همه جا گرفتهای
۴
ما سر و مال در غمت باخته سال و ماه و توهم غم ما نخوردهای، هم کم ما گرفتهای
صفحهٔ ۱ از ۲