خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۷۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آشنایی جمله را، با من چرا بیگانهای؟خانهپرداز من و با دیگران همخانهای
۲
هر دو عالم در سر کار تو کردم، گر چه توخود نمیگویی که هستی در دو عالم یا نهای؟
۳
شد دلم ویران ز سنگانداز هجرانت، ولیشادمانم چون تو دایم گنج آن ویرانهای
۴
گر دل سختت نمیماند به سنگ، ای سیم تنپس چرا پیوسته با ما ده زبان چون شانهای؟
صفحهٔ ۱ از ۲