خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۷۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ماه و مشتری ز جمالت قرینهایوز گیسوی تو هر شکنی عنبرینهای
۲
گر میزنی به تیغ، نداریم سر دریغسر چون توان کشید ز مهری به کینهای؟
۳
مرغ دلم به داغ غمت تن فرو دهدگر باشدش ز دانهٔ خال تو چینهای
۴
هر لحظه آن دو ساعد سیمین نهان کننددر جان من به دست محبت دفینهای؟
صفحهٔ ۱ از ۴