خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۷۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی در پرده و از پرده برون مینگریپردهبردار، که داریم سر پردهدری
۲
خلق بر ظاهر حسن تو سخنها گویندخود ندانند که از کوی تصور بدری
۳
هر کسی روی ترا بر حسب بینش خویشنسبتی کرده به چیزی و تو چیز دگری
۴
لاله خوانند ترا، آه! ز تاریک دلیسرو گویند ترا، وای! ز کوتهنظری
صفحهٔ ۱ از ۲