خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۷۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باغ بهشت بیند بیداغ انتظاریآن کش ز در درآید هر لحظه چون تو یاری
۲
بر صیدگاه دولت نگرفتهاند هرگزشاهان به باز و شاهین زین خوبتر شکاری
۳
چون بلبل ار بنالم واجب کند کزین ساندر دامن دل من نگرفته بود خاری
۴
بر دل گذر نمیکرد این روز نامرادیوقتی که بود ما را روزی و روزگاری
صفحهٔ ۱ از ۳