شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سنت آنست که خاک کف پایش باشیفرض واجب که به فرمان و برایش باشی
۲
گر نخواهی که به حسرت سر انگشت گزیدر پناه رخ انگشت نمایش باشی
۳
ماه را دیدم و گفتم: تو بگیری جایشبازگفتم: تو نه آنی که به جایش باشی
۴
گرهی بازکن از بند دو زلفش به نیازای دل، آنروز که در بند گشایش باشی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth