شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل بین، گرفته گلشن ازو آب و رونقیبستان نگر،ز گل شده همچون خورنقی
۲
وز کارگاه صنع به بستان کشیده‌اندهر جا که بود زرد و بنفشی و ازرقی
۳
گلبن چو قلعه‌ایست پر از تیغ و از سپرپیرامنش ز آب روان بسته خندقی
۴
آن ناشکفته غنچهٔ نسرین و شاخ اوگویی مگر ز دانهٔ للست جوسقی؟
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth