شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ترک حور زاده، ز تندی و کودکیخون دل شکستهٔ ما را چه می‌مکی؟
۲
بگشای زلف و غارت دلها ببین، اگراز بند زلف دل‌شکن خویش درشکی
۳
مانند گل ز جامه پدیدار میشوداندام روشن تو ز خوبی و نازکی
۴
هر کس که دید روی ترا نیک روز شدروزت خجسته باد! که ماهی مبارکی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth