شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بر شفق نهاده از شام زلف خالیبر گرد ماه بسته از رنگ شب هلالی
۲
چون ماه عید جویم هر شب تو را، ولیکنماهی چنان نبیند جوینده، جز به سالی
۳
ما کمتریم از آن سگ کو بر در تو باشدزان بر در تو ما را کمتر بود مجالی
۴
میخواستم که: جایت بر چشم خود بسازماز دل نمیروی خود بیرون به هیچ حالی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth