شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرم بی‌دولتست، ار نه ز پایت کی شدی خالی؟که حور نرگسین چشمی و ماه عنبرین خالی
۲
خوشا چشمی که روز و شب تواند دید روی توکه میمون طالع و بخت و همایون طلعت و فالی
۳
نجستم هیچ ازین دنیا به غیر از دیدن رویتبه هیچم بر نمیگیری ز درویشی و بی‌مالی
۴
نخواهد بود تا هستم دل من بی‌ولای تواگر خنجر کشد سلطان و گر ناوک زند والی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth