شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر بگذرانم از سر گردون به گردنیگر بگذرد به خاطر او یاد چون منی
۲
تا در دلم خیال رخ او قرار یافتمسکین دلم قرار ندارد به مسکنی
۳
میلم به باغ بود، دلم گفت: دیده گیرسروی نشسته بر لب جویی و سوسنی
۴
گر مرغ زیرکی به هوای دگر مروبهتر ز کوی دوست نباشد نشیمنی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth