شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشا آن عشرت و آن کامرانیکه ما را بود از ایام جوانی
۲
سفر کردم به امید غنیمتغنیمت عمر بود و گشت فانی
۳
ندیدم سود و فرسودم، چه بودیکه ارزیدی بدین سودا زیانی؟
۴
بدادم عمر و درد دل خریدمچه شاید گفت ازین بازارگانی؟
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth