خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۸۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز تو بیوفا چه جوییم نشان مهربانی؟بتو سنگدل چه گوییم حکایت نهانی؟
۲
که چو قاصدی فرستیم به دشمنی برآییکه چو قصهای نویسیم به دشمنان رسانی
۳
چو بهانه میگرفتی و وفا نمینمودیز چه خانه مینمودی به غریب کاروانی؟
۴
قدمم گرفت، تندی مکن، ای سوار، تندیغم مستمند میخور، چه سمند میدوانی
صفحهٔ ۱ از ۳