شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کاکل آن پسر ز پیشانیکرد ما را بدین پریشانی
۲
حاصل ما ز زلف و عارض اوستاشک چون خون و چشم چون خانی
۳
شب اول چو روز دانستمکه کشد کار ما به ویرانی
۴
ای به رخسار آفتاب دوموی به دیدار یوسف ثانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth