شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر قصه می‌نیوشی و در گوش می‌کنیپیمان ما چه شد که فراموش می‌کنی؟
۲
این سخت گفتنت همه با من ز بهر چیست؟چون من در آتشم تو چرا جوش می‌کنی؟
۳
بر دشمنان خود نپسندد کس این که توبا دوستان بی‌تن و بی‌توش می‌کنی
۴
در خاک و خون ز هجر تو فریاد می‌کنمایدون مرا ببینی و خاموش می‌کنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth