شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زمستان ز مستان نبیند زبونیو گر خود بلا بارد از ابر خونی
۲
زمستان بهاریست آنجا که باشدشراب ارغوانی، سماع ارغنونی
۳
ز شر زمستان شرابت رهاندو گر خود به فضل و هنر ذوفنونی
۴
چو بادی برآید دمی باده درکشز آتش چه کم؟ باده آر از کنونی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth