شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخت گویم به زیبایی، لبت گویم به شیرینیحرامست ار چنین صورت کند صورتگری چینی
۲
به عارض حیرت حور و به قامت غیرت طوبیبه رخ سرمایهٔ مهر و به دل پیرایهٔ کینی
۳
ترا، ای ترک، اگر روزی ببیند خسرو گردونبرت زانو زند، گوید: تو آغا باش و من اینی
۴
سخن گویی و می‌خواهم که دردت زان زبان چینمولی ترسم که بد گویان بگویندم: سخن چینی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth