شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به پیمانی نمی‌پویی، به پیوندی نمی‌پاییدلم ز اندیشه خون کردی که بس مشکل معمایی!
۲
ز صد شهرت خبر دادند و چون رفتم نه در شهریبه صد جایت نشان گفتند و چون جستم نه در جایی
۳
همی جویم تو را، لیکن چو می‌یابم نه در دستیهمی بینم تو را، لیکن چو می‌جویم نه پیدایی
۴
چو در خیزم به کوی تو ز پیشم زود بگریزیچو بگریزم ز پیش تو مرا هم باز پیش آیی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth