شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وله فی‌بیان الحقایق

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قومی که رَه به عالَمِ تحقیق می‌بَرندمشکل به تُرَّهاتِ جهان، سر برآورند
۲
چیزی که هیچ گونه وفایی نمی‌کندمن در تعجُّبم که غم او چرا خورند؟
۳
این جامه‌ها چه فایده؟ چون بر کَنَد اَجَلوین پرده‌ها چه سود؟ که بر ما همی‌دَرَند
۴
کمتر ز مار و مور شناس آن گروه راکز بَهرِ مار و مور، تَنِ خود بپرورند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth