شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - وله روحه‌الله‌روحه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لاف دانش می‌زنی، خود را نمی‌دانی چه سود؟دعوی دل کرده‌ای، چون غافل از جانی چه سود
۲
نفس را بریان و حلوا می‌دهی، او دشمنستدشمنان را دادن حلوا و بریانی، چه سود
۳
گر خدا را بنده‌ای، بگذار نام خواجگیپیش او چون سر نهادی، باز پیشانی چه سود؟
۴
نام خود سلمان نهادی، تا مسلمان خوانمتچون نمی‌ورزی سلامت، نام سلمانی چه سود؟
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth