شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - وله فی النصیحه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزی قرار و قاعدهٔ ما دگر شودوین باد و بارنامه ز سرها بدر شود
۲
این جان و تن، که صحبت دیرینه داشتنداز هم جدا شوند و سخن مختصر شود
۳
جانی، که پاک نیست، بماند درین مغاکروحی، که پاک بود، بر افلاک بر شود
۴
این قصرهای خرم و گلزارهای خوشدر موج‌خیز حادثه زیر و زبر شود
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth