شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - وله طاب‌الله ثراه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای صوفی سرد نارسیدهچون پیر شدی جهان ندیده؟
۲
گفتی که: مرید پرورم منآه از سخن نپروریده!
۳
تو عام خری و عامیان خرایشان زتو خرخری خریده
۴
ببریده ز علم و بهر جاهیبا یک دو سه جاهل آرمیده
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth