شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - وله روحه الله روحه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای رنج ناکشیده، که میراث می‌خوریبنگر که: کیستی تو و مال که می‌بری؟
۲
او جمع کرد و چون به نمی‌خورد ازو بمانددریاب کز تو باز نماند چو بگذری
۳
مردم به دستگاه توانگر نمی‌شوددرویش را چو دست بگیری توانگری
۴
از قوت و خرقه هرچه زیادت بود ترابا ایزدش معامله کن، گر مبصری
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth