شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - وله سترالله عیوبه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرگز به جان فرا نرسی بی‌فروتنیخواهی که او شوی تو، جدا گرد از منی
۲
زنهار ! قصد کندن بیخ کسان مکنزیرا که بیخ خویشتنست آنکه می‌کنی
۳
نیکی کن، ای پسر تو، که نیکی به روزگارسوی تو بازگردد، اگر در چه افگنی
۴
دل در جهان مبند، که بی‌جرعه‌های زهرکس شربتی نمی‌خورد، از دست او، هنی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth