شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - وله نورالله قبره

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر بدینصورت، که هستی، صرف خواهد شد جوانیراستی بر باد خواهی داد نقد زندگانی
۲
کی بری ره سوی معنی؟ چون تو از کوتاه چشمیصورتی را هرکجا بینی درو حیران بمانی
۳
راه دشوارست و منزل دور و دزدان در کمین‌گهگوش کن: تا درنبازی مایهٔ بازارگانی
۴
واعظت گولست و میدانم که: از ره دور گردیرهبرت غولست و میدانم که: در وادی بمانی
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth