شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - وله علیه الرحمه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جهان به دست تو دادند، تا ثواب کنیخطا ز سر بنهی، روی در صواب کنی
۲
فلک چو نامه فرستد ز مشکلی به جهانبه فکر خویشتن آن نامه را جواب کنی
۳
شود به عهد تو بسیار فتنه‌ها بیدارچو عشق بازی و سیکی خوری و خواب کنی
۴
مهل خراب جهان را به دست ظلم، که زودتو هم خراب شوی، گر جهان خراب کنی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth