خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدین زبان صفت حسن یار نتوان کردبه طعمهٔ پشه عنقا شکار نتوان کرد
۲
به گفتگو سخن عشق دوست نتوان گفتبه جست و جو طلب وصل یار نتوان کرد
۳
بدان مخسب که در خواب روی او بینیخیال او بود آن، اعتبار نتوان کرد
۴
دو چشم تو، خود اگر عاشقی، پر آب بودبر آب نقش لطیف نگار نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۵