خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازدبه غمزه خون دل ریزد به ابرو کار جان سازد
۲
چو در دام سر زلفش همه عالم گرفتار استچرا مژگان کند ناوک چرا ابرو کمان سازد؟
۳
خرابیها کند چشمش که نتوان کرد در عالمچه شاید گفت با مستی که خود را ناتوان سازد؟
۴
دل و جان همه عالم فدای لعل نوشینشکه چون جام طرب نوشد دو عالم جرعهدان سازد
صفحهٔ ۱ از ۲