خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بر قرار حسنی دل بیقرار باشدتا روی تو نبینم جان سوگوار باشد
۲
تا پیش تو نمیرد جانم نگیرد آرامتا بوی تو نیابد دل بیقرار باشد
۳
جانا، ز عشق رویت جانم رسید بر لبتا کی ز آرزویت بیچاره زار باشد؟
۴
آن را مخواه بیدل کو بیتو جان نخواهدآن را مدار دشمن کت دوستدار باشد
صفحهٔ ۱ از ۲