خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیدهٔ بختم، دریغا کور شددل نمرده، زنده اندر گور شد
۲
دست گیر ای دوست این بخت مراتا نبیند دشمنم کو کور شد
۳
بارگاه دل، که بودی جای توبنگر اکنون جای مار و مور شد
۴
بیلب شیرینت عمرم تلخ گشتشوربختی بین که: عیشم شور شد
صفحهٔ ۱ از ۲