خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من مست می عشقم هشیار نخواهم شدوز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد
۲
امروز چنان مستم از بادهٔ دوشینهتا روز قیامت هم هشیار نخواهم شد
۳
تا هست ز نیک و بد در کیسهٔ من نقدیدر کوی جوانمردان عیّار نخواهم شد
۴
آن رفت که میرفتم در صومعه هر باریجز بر در میخانه این بار نخواهم شد
صفحهٔ ۱ از ۳