خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نظر کردم به روی ماهرخساری چه شد؟ور شدم مست از شراب عشق، یکباری چه شد؟
۲
روی او دیدم سر زلفش چرا آشفته گشت ؟گر نبیند بلبل شوریده، گلزاری چه شد؟
۳
چشم او با جان من گر گفته رازی، گو، بگویحال بیماری اگر پرسید بیماری چه شد؟
۴
دشمنم با دوستان گوید: فلانی عاشق استعاشقم بر روی خوبان، عاشقم، آری چه شد؟
صفحهٔ ۱ از ۳