شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناگه بت من مست به بازار برآمدشور از سر بازار به یکبار برآمد
۲
مانا به کرشمه سوی او باز نظر کردکین شور و شغب از سر بازار برآمد
۳
با اهل خرابات ندانم چه سخن گفت؟کاشوب و غریو از در خمار برآمد
۴
در صومعه ناگاه رخش پرده برانداختفریاد و فغان از دل ابرار برآمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth