خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غلام حلقه به گوش تو زار باز آمدخوشی درو بنگر، کز ره دراز آمد
۲
به لطف، کار دل مستمند خسته بسازکه خستگان را لطف تو در کار، ساز آمد
۳
چه باشد ار بنوازی نیازمندی را؟که با خیال رخت دم به دم به راز آمد
۴
چه کردهام که ز درگاه وصل جان افزانصیب خسته دلم هجر جانگداز آمد؟
صفحهٔ ۱ از ۲