شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمدبیا، که بی‌تو همه سود من زیان آمد
۲
بیا، که بهر تو جان از جهان کرانه گرفتبیا، که بی‌تو دلم جمله در میان آمد
۳
بیا، که خانهٔ دل گرچه تنگ و تاریک استدمی برای دل ما درون توان آمد
۴
بیا، که غیر تو در چشم من نیامد هیچجز آب دیده که بر چشم من روان آمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth