خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در من نگرد یار دگربار؟ که داند؟زین پس دهدم بر در خود بار؟ که داند؟
۲
از یاد خودم کرد فراموش به یکباریادآورد از من دگر آن یار؟ که داند؟
۳
خون شد جگرم از غم و اندیشهٔ آن دوستخشنود شود از من غمخوار؟ که داند؟
۴
بیمار دلم، خسته جگر از غم عشقشآید به عیادت بر بیمار؟ که داند؟
صفحهٔ ۱ از ۲