خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه در بند زلف یار بوددر جهانش کجا قرار بود؟
۲
وانکه چیند گلی ز باغ رخشدر دلش بس که خار خار بود
۳
وانکه یاد لبش کند روزیتا قیامت در آن خمار بود
۴
کارهایی که چشم یار کندنه ز یاری روزگار بود
صفحهٔ ۱ از ۴