شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۱۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غلام روی توام، ای غلام، باده بیارکه فارغ آمدم از ننگ و نام، باده بیار
۲
کرشمه‌های خوش تو شراب ناب من استدرآ به مجلس و پیش از طعام باده بیار
۳
به غمزه‌ای چو مرا مست می‌توانی کردچه حاجت است صراحی و جام؟ باده بیار
۴
به مستی از لب تو وام کرده‌ام بوسیگر آمدی به تقاضای وام، باده بیار
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth