خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۱۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا از هر چه میبینم رخ دلدار اولیترنظر چون میکنم باری بدان رخسار اولیتر
۲
تماشای رخ خوبان خوش است، آری، ولی ما راتماشای رخ دلدار از آن بسیار اولیتر
۳
بیا، ای چشم من، جان و جمال روی جانان بینچو عاشق میشوم باری، بدان رخسار اولیتر
۴
ز رویش هرچه بگشایم نقاب روی او اولیز زلفش هر چه بر بندم، مرا زنار اولیتر
صفحهٔ ۱ از ۳