شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۱۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای امید جان، عنایت از عراقی وامگیرچاره ساز آن را که از تو نیستش یک دم گزیر
۲
مانده در تیه فراقم، رهنمایا، ره نمایغرقهٔ دریای هجرم، دستگیرا، دست گیر
۳
در دل زارم نظر کن، کز غمت آمد به جانچاره کن، جانا، که شد در دست هجرانت اسیر
۴
سوی من بنگر، که عمری بر امید یک نظرمانده‌ام چون خاک بر خاک درت خوار و حقیر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth