شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر درت افتاده‌ام خوار و حقیراز کرم، افتاده‌ای را دست گیر
۲
دردمندم، بر من مسکین نگرتا شود درد دلم درمان پذیر
۳
از تو نگریزد دل من یک زمانکالبد را کی بود از جان گزیر؟
۴
دایهٔ لطفت مرا در بر گرفتداد جای مادرم صد گونه شیر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth