خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۱۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیدلی را بی سبب آزرده گیرخاکساری را به خاک اسپرده گیر
۲
خستهای از جور عشقت کشته دانوالهای از عشق رویت مرده گیر
۳
گر چنین خواهی کشیدن تیغ غمجانم اندر تن چون خون افسرده گیر
۴
چند خواهی کرد ازین جور و ستم؟بیدلی از غم به جان آزرده گیر
صفحهٔ ۱ از ۲