شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاکز بیم آتش دوزخ چرا بود غمناک؟
۲
به بوی آنکه در آتش نهد قدم روزیهزار سال در آتش قدم زند بی‌باک
۳
گرت بیافت در آتش کجا رود به بهشت؟و گر چشد ز کفت زهر، کی خورد تریاک؟
۴
مرا، که نیست ازین آتشم مگر دودی؟فرو گرفت زمین دلم خس و خاشاک
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth