خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۱۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشتر از خلد برین آراستند ایوان دلتا به شادی مجلس آراید درو سلطان دل
۲
هم ز حسن خود پدید آرد بهشت آباد جانهم به روی خود برآراید نگارستان دل
۳
در سرای دل چو سلطان حقیقت بار دادصف زدند ارواح عالم گرد شادروان دل
۴
جسم چبود؟ پردهای پرنقش بر درگاه جانجان چه باشد؟ پردهداری بر در جانان دل
صفحهٔ ۱ از ۵